![]() |
![]() |
|
|
تشکیل شده از احسان اشرفی : گیتار و خواننده سلمان اشرفی : گیتار Nick Sansalone: درامز
این گروه راک در سال 99-2000 و با تصمیم احسان برای ضبط قطعاتی که از پانزده سالگی نوشته بود, در ایران شکل گرفت. که بعد با مهاجرت احسان به کانادا و پیوستن سلمان (برادر او) و نیک , گروه به شکل فعلی رسید.
آلبوم " Stoic"گویا پنجمین آلبوم این گروه است شامل دوازده آهنگ که در استودیوی "مگا وات" تورونتو ضبط شده. چگونگی آشنایی من با این گروه: با دوستان مشغول بررسی شهر کتاب بودم که از بلندگو صدای گیتار آکوستیک اومد با آکوردها و ریتم خوب! Take away the Madness... Wanna Look At Your Face ...your eyes from across the room keep me entertained
هویت خواننده را جویا شدم و وقتی فهمیدم ایرانی هستند و با دیدن دفترچه ی سی- دی , خیلی تیز اقدام به خرید آلبوم کردم!!! به عنوان کسی که با این سبک موسیقی روزگار می گذرانم این آلبوم به نظرم خیلی خیلی خوب اومد به حدی که در چهل و هشت ساعت اخیر فقط این آلبوم رو گوش دادم! آهنگ های آلبوم یه جورایی تداعی کننده "Sound Garden/Chris Corner" ,"Foo Fighters","Velvet revolver","Goo Goo Dolls" و یه چیزایی تو این مایه هاست.
گویا 40چراغ هم با این گروه مصاحبه کرده (درحدی که آخر دفترچه سی دی ازشون تشکر شده) که من هرچی آرشیو رو بررسی کردم شماره مورد نظر رو پیدا نکردم ,حالا از طریق دوستان کماکان شاغلم در40چراغ پرس وجو خواهم کرد و مراتب را اعلام خواهم نمود!
آلبوم اصل رو چه در ایران و چه در خارج از ایران پیدا کنید و بخرید
!Rock On
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 1:28 توسط وینگز |
|
|
روز آخر
با زنگ تلفن شخصی! که در یک ساعت آخر خواب و بیداری ذهنم به او مشغول بود! از خواب پاشدم
به قصد باغ های زیبای شیرازحرکت کردیم
باغ ارم دراردیبهشت ماه دیدن این باغ بیش ازهرزمان دیگرانسان را روانی می کند!
باغی که جدای ارزش تاریخی آن, توسط دانشگاه شیرازبه باغ گیاه شناسی هم تبدیل شد و از معدود اماکنی است که به دانشجویان تخفیف ورودی تعلق می گیرد!
پس ازدیدن این باغ زیبا به سمت نارنجستان قوام به راه افتادیم از اونجا که گویند الله اعلم حیث یجعل رسالته راننده ی محترم تاکسی ما دبیر بازنشسته ی تاریخ بود و به درخواست ما و با خوشرویی تمام , به عنوان راهنما همراهمان شد درهمسایگی نارنجستان (یا همان همسادگی) و درعمارتی که متعلق به خواهر قوام بوده , موزه ی مردم شناسی شیراز قرارداشت. مجسمه ها و یادبودهایی زیبا ازمشاهیرشیراز
نارنجستان هم عمارت زیبایی داشت بعد از صرف ناهاری شاهانه با صورت حسابی شاهانه تر!! به سمت باغ عفیف آباد که براه افتادیم دراین باغ که توسط نظامیان اداره می شود یک موزه ی اسلحه بود که برای من یکی که جذابیت خاصی نداشت!!! طبقه بالا هم موزه ای از وسایل بجای مانده از فرح دیبا که به نسبت تفنگ, قابل بررسی تر بود
ساعتی کوتاه رو هم در کنار دروازه قرآن سپری کردیم و آخرین مرحله ی گردشگری ما, باغ جهان نما - که در سال هشتاد و سه به دستان سید محمد خاتمی عزیز افتتاح گردیده- بود جهان نما رو هم دوست داشتم
شب تر رضا یکی از دوستان وبستگان ما رو به گردش مکان هایی با Duffibilty-e بالا برد! Givani Fast Food که بر دیوارآن تابلویی است "Danger! Stupid Staff Working" یا یه همچین چیزی!
خواهران و برادران داف شیرازی هم که الله اکبر!
در حین بررسی جنبه هایی انچنین از شیراز از یاد حضرت حافظ غافل نبودم و برای خداحافظی به حافظیه سری زدم
هرآنکه خاطر مجموع و یار نازنین دارد *** سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است *** کسی آن آستان بوسد که سردرآستین دارد
تا صبح نخوابیدیم و... با جا گذاشتن دوست عزیزمان درشیراز که حاضر به بیدار شدن (حتی با تاکتیک پارچ آب) نشد سفر خود را به پایان رسانیدیم
ساعت هفت و پانزده دقیقه اینجا تهران فرودگاه مهرآباد! - حالا کی می خواد بره دانشگاه!؟ - من با این قضیه Okey نیستم! - ولی یه سفر غیر فرهنگی دیگه باید بریم شیراز ! - اصلاُ چطوره بریم اونجا زندگی کنیم!؟ - پایه ای؟ - آرررره! منم یه زنه شیرازی می خوام! وااای! - امیر رو بگو شیراز گذاشتیمش اومدیم! - اَاََاَاَاَاَاَ (صحبتهای پایانی دوستان)
پایان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:22 توسط وینگز |
|
|
روز دوم
به ساعت شش و پانزده دقیقه از خواب (چقدر هم گذاشتن من بخوابم!!) برخاستیم و ساعت هفت به همراه کامران پسر عموی مادری اینجانب به قصد زیارت پاسارگاد براه افتادیم بخاطر کثرت نفرات (هفت نفر) که در پژو جا نمی شدیم و پایبندی اینجانب به نکات ایمنی و مقررات!, کامران بزرگ منشی کرد و یک ماتیز به ما داد در راه بوسیله دو دستگاه بی سیم با هم در تماس بودیم که خیلی بی سیم بازی حال می داد!!!
بعد از طی یک صد و چهل کیلومتر به پاسارگاد رسیدیم آرامگاه کوروش کبیر در اولین دیدار حس غریبی منتقل می کرد اطراف آن را برای ترمیم با داربست پوشانده بودند!
گویند این بنا سالها قبل از کوروش کبیر نیز به مشهد مادر سلیمان شهرت و تقدس داشته وپیکرکوروش کبیر فقط چند روزی در اینجا بوده و از سرنوشت آن خبری نیست درجای دگر گویند که هنگام حمله ی اعراب برای آنکه این بنا را در امان نگه دارند گویند که اینجا مقبره مادر حضرت سلیمان است روایتی دیگر هم هنگام حمله اسکندر, اسکندرآنجا که رسید نبش قبر کرد و با جسدی مواجه نشد گویند که جسد کوروش به اذن خدا ناپدید گشته و... به فتوای علامه طباطبایی ذوالقرنین در قرآن همان کوروش کبیر است و او فرستاده خداست در دین یهود هم کوروش کبیر به دلیل نجات بنی اسراییل از نسل کشی , تقدس خاصی دارد خلاصه آنکه هر چه که هست کوروش کبیر اسوه ی آزادی بوده و ما ایرانیان به او می بالیم
پس از دیدن مجموعه ی پاسارگاد به سمت نقش رستم به راه افتادیم مکانی فوق العاده بر فراز کوه آرامگاه پادشاهان هخامنشی
درهزاره سوم هنگامی که بسیاری از پروژه ها ی مملکت با سرعت پایین و با ظرافت خیلی کم اجرا می شوند از دیدن این سنگ تراشی در آن ارتفاع با امکانات آن زمان بیش از پیش شگفت زده می شوید وبه حال وطن افسوس می خورید
از آنجا به سمت تخت جمشید حرکت کردیم و بین راه در رستورانی نهار خوردیم جالبه تنها جایی که توریست دیدم همون رستوران بود که یک گروه ایتالیایی ویک گروه آلمانی و یک خانواده آمریکایی بودند کوچک ترین جهانگرد,کودکی آمریکایی به اسم گِرین بود که اینجا عکسش رو می بینید
به تخت جمشید, عظمت تاریخ ایران زمین رسیدم که فکر کنم عکس ها به اندازه کافی گویای آن هستند
روز عالیی بود! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 16:21 توسط وینگز |
|
|
هفته ی گذشته بالاخره پس از مدتها این فرصت نصیبمان شد که به شهر عشق وصفا, شیراز سفر کنیم شهری که نسبم از سوی مادر به آنجا رسد و بدان جهت به خود می بالم بعداز ظهر روز پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ماه سنه یک هزارو سیصد و هشتاد و پنج وارد با هواپیمایی بنام "Fucker 100" که اشتباهی
"Foker 100" نامیده می شود وارد فرودگاه شیراز شدیم. پس از برگزاری مراسم ویژه توسط کمیته ی استقبال! با گرفتن نقشه و راهنمایی نه چندان به درد بخور به سوی ارگ کریمخان زند راه افتادیم عمارتی با قدمت بیش از دویست سال
در یکی از چندین اتاق عمارت نمایشگاهی از عکسهای اولیه شیرازبرپا بود که جز آن و کمی گل و گیاه,ارگ جذابیت خاصی نداشت به یادماندنی ترین صحنه جایی بود که دوربین رو برای گرفتن عکسی دسته جمعی به مرد میانسالی دادیم! عکس گرفت و ما ترکیدیم و پهن زمین شدیم!
کمی شب تر به زیارت آرامگاه بزرگ شاعر اهل حال شیرین سخن,سعدی شیرازی رفتیم
کمی آن طرف تر وچند پله پایین تر جاییست به نام حوض ماهی وارد که شدیم صدای مسخره بنیامین از بلندگو پخش می شد که هیچ سنخیتی با فضا نداشت! با اعتراض دوستانه ی من پسرک آهنگ رو به موسیقی سنتی از استاد شجریان تغییرداد! آبی شفاف و زلال پر از ماهی و سکه وآیینه جای با صفایی بود... بعد از صرف شام در کبابی میدان اطلسی پیاده به راه افتادیم تا رسیدیم به جایی که در یک سو ورزشگاه حافظیه بود ومنو یاد غلام پیروانی مربی فجر سپاسی می نداخت "که بچه های ما خوب فوتبال کِردن ما نیمه دوم بازیکنمونو کشیدیم بیرون بهرام اسماعیلی رو کِردیم تو! ما تیممونو با یی میلیون بستیم اونا با یِی میلیارد" درسوی دیگر آرامگاه حضرت حافظ
وارد شدیم ؛ فضای روحانی آنجا مرا به عالمی دگر برد؛ هر که در گوشه ای مشغول بود عده ای هنگام ورود به حریم آرامگاه کفش های خود را به حرمت حضرت حافظ از پا می کندند یکی دیوان به دست, فال می گرفت یکی فاتحه می خواند و عده ای راز ونیاز من هم گوشه ای در کنار ستون به حال خود بودم و سنگ سراچه ی دل را به آب دیده می سفتم.
کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم *** که گشته ام ز غم و جور روزگارملول بدرد عشق بساز و خموش کن حافظ *** رموزعشق مکن فاش پیش اهل عقول |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:30 توسط وینگز |
|
|
چندی پیش هنگام معاشرت با دوستان , مرتضی ناعمه یا همان داماد اصلاحات مجله ای به من ارائه نمود مزین به تصویر سلطان علی دایی که همانا آن را بسی خواندنی یافتم.
ماهنامه "نسیم هراز" این ماهنامه 999 تومانی شامل مطالب مختلف اجتماعی فرهنگ - سینما - تلویزیون فرهنگ - موسیقی ورزش و استریپ
است که در آن با مقالات و گزارش های جالبی مواجه می شوید.
مثلا در قسمت اجتماعی این شماره یک گزارش مفصل از پوشش ظاهری سیاسیون ایران با عنوان "بگو چی می پوشی تا بگم مال کودوم حزبی" , "کت و شلوارپرزیدنت" , "کاپیتان و یوزپلنگ" می بینید که من شخصاّ کلی باهاشون ولنتاین کردم .
در بخش موسیقی هم مصاحبه با حافظ ناظری فرزند استاد شهرام ناظری با عنوان "رهایی از سایه سنگین پدر" , مقاله ای در باب فرهاد مهراد و معرفی آلبوم های جدید از Red Hot Chili Peppers,Bruce Springsteen,Pearljam خواندنی بود.
کمیک استریپ های علی درخشی کاریکاتوریست سالهای دور طنزوکاریکاتورهم که نیازی به توضیح ندارد.
تنها فاجعه ای که در این مجله با آن مواجه شدم تایپ انگلیسی آن بود که در دو مورد سوتی های بدی چون نوشتن "Uncut" به صورت "On Kut" و در جایی دیگر نام آهنگ Where Ever I May Roam از متالیکا Where Ever I May Room تایپ شده بود که من رفتم تو در و دیوار! در حدی که زنگ زدم دفتر نشریه و موضوع رو تذکر دادم. به هر حال امیدوارم بچه های این نشریه روز به روز در راستای فرهنگ سازی بهترو محکم تر گام بردارند و با مشکلات چل چراغی مواجه نشوند!
در ضمن !! هنگام خرید مجله , روزنامه فروش را برای گرفتن باقی مانده ی یک تومانی خود , مورد خفت کردگی قرار دهید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 0:15 توسط وینگز |
|
متاسفانه نام عکاس رو در اختیار نداشتم که در پایین تصویر درج کنم. به هر حال قدمی است که در راستای فرهنگ سازی برداشته شده و آن را به فال نیک می گیریم. باشد که بر دوستان تاثیری مثبت گذارد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:34 توسط وینگز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاک فغت نشانگر بغشی از ابعاد مخطلف روانپریشی اینجانب درضمینه حای مخطلف اشتمایی,
30یاC ,فرحنگی , شخسیطی , ورظشی و ... می باشد |
| پیوندها |
|
آبنوس سلمان خوشرو (فتو بلاگ) یک سارا نیما اکبرپور علی دایی بهداد دی - بی- دی شاهین کسوف شایا آرمان مرتضی ناعمه تاریکخانه لیلا سایه سید علیرضا جزایری (فتوبلاگ) فرهاد |
|
RSS
|