تبليغاتX
عشق- صلح - درک متقابل

عصر جمعه در خواب عصرگاهی بسر می بردم که طنین صدای رییس جمهور مهرورزمان بیدارم کرد!

پخش مجدد مصاحبه او با سی بی اس نیوز.

بیچاره والاس پیرمرد مصاحبه گر کم آورده بود.

و رییس جمهور مهرورز مدام دم از صلح , رفاه , امنیت و عدالت برای همه سخن می گفت.

همان چیزهایی که ما در مساحت یک میلیون ششصد و چهل و هشت هزار و صد و نود پنج کیلومترمکعبی!!

 خود , به دنبال آن و درآرزوی آن هستیم.

رییس جمهور مهروزمان در طعنه به رسانه ای که حرفهای مخالف منافع خود و انتقاد را نمی پذیرد

به والاس گفت: "نکنه می خواهید حرفهایی که شما دوست دارید بزنم؟"

همان حرفی که بسیاری از اندیشمندان و منتقدان در همین ایران به مسئولین می زنند...

 و شاید دیگر نباشند که حرفی بزنند.

رییس جمهور مهرورز از رسالت اصحاب رسانه می گفت...

در حالی که در ایران ما خطوط قرمز ,  خلاقیت را از نویسندگان , روزنامه نگاران و

 آنان که قابلیت فرهنگ سازی دارند تا حد زیادی سلب کرده و گر روزنامه ای نقدی فراتر

 از خطوط قرمز تعیین شده بنویسد به جرم

 نشر اکاذیب , تشویش اذهان عمومی و به خطر انداختن امنیت ملی توقیف می شود.

 

در ادامه والاس پیرمرد گزارشگر از هاله ی نوری که در سازمان ملل دور

رییس جمهورمان را فراگرفته بود پرسید.

ایشان با کمال تعجب پاسخ دادند که من هم این را در روزنامه ها خواندم!

من و دوستان بیشتر تعجب کردیم! چرا که کمترکسی ازکاربران اینترنت است

که این فیلم را ندیده باشد.

آقای دکتر شما دقیقا در این فیلم فرمودید: که دوستان گفتند

"یه نوری اومد اینجوری احاطه کرد, تو رفتی توی یک حصار! تا آخر!   خودمم این رو احساس کردم!

خودم این رو احساس کردم که فضا یکدفعه عوض شد و همه حدود بیست وهفت هشت دقیقه مژه نزدند!

 این که گفتم مژه نزدند اغراق نیست! "

 

والاس از اقتصادمان پرسید...

دلیل نا کامی اقتصادی, اقتصاد وابسته به آمریکای پیش از انقلاب , جنگ و به نوعی تحریم آمریکا عنوان

شد.

اگر تحریم باعث مشکل می شود پس دنیا چرا و چگونه از تحریم ما پشیمان خواهد شد؟ و ضرر خواهد کرد؟

چرا اساتید اقتصاد از سیاست های نادرست و نقدینگی بالای جامعه که

دست عده محدودی افتاده گلایه دارند!؟

هفده سال پس از جنگ تحمیلی برای ترمیم کافی نبود؟

نمی دانم!

 

به جرج بوش یادآوری کردید که اگر مسیحی هستی این همه کشتار و جنگ برای چه!؟

آقای دکتر اگر مسلمان هستید.... !؟!؟!؟!؟

 

من یک جوان ایرانی وطن دوستم... مخالف سیاست های یک طرفه بوش و آمریکا,مخالف جنگ و

 بی عدالتی درهمه دنیا!

نمی توانم ببینم آن دلاور که هشت سال از من وامثال من دفاع کرده و دو پایش را درراه وطن داده

با ویلچر خود مجبور است با اتوبوس شرکت واحد تردد کند...

دیدن این همه کودک خیابانی برایم سخت است...

دیدن پیرمردی که ترکش در بدن دارد و با کفش پاره نگران آینده فرزندش است دلم را به درد می آورد.

سطح فکری ملت را پایین نگه داشتن و آنان را با چیزهای سطحی خوش کردن هنر نیست....

 

 رییس جمهور مهرورزمان  از سرنگونی دولت ملی در سال 32 توسط آمریکا

 صحبت کردند اما اثری از نام دکترمحمد مصدق در هیج جای این شهر نیست...

 

به که گویم که از دیدن عکس سید حسن نصرالله درگوشه کنار شهرم حالم به هم می خورد...

جشن های مسخره و پرهزینه! درست است که اسراییل پیروز نشد ولی لبنان عملا

 با آن همه تلفات شکست خورد...

 

ایران را دریابیم!

خدایا مارا به راه راست هدایت کن...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/28ساعت 15:4  توسط شروینگز | 

 

محکم باش و در حال زندگی کن!

به یاد آور آنان را که دوست می داری...

آنان که گر تار مویی از سرشان کم شود تو به خود می لرزی

عاشق باش و عاشق زی!

بیاد آور که شاید فردا نبودی یا او نبود...

ارزش رفاقت ها و معرفت ها را پاس دار!

آزاده باش و آزاده رو!

تا آخرین نفس برای آرمان هایت بایست!

"نمی توانم" وجود ندارد!  تو تلاش خود را بکار گیر!

 از تو حرکت از حضرت دوست برکت!

 

اینجا روزی سرزمین از خودگذشتگی ها بود...

ولی امروز همه از یکدیگر نردبان می سازند, تا می توانند شیره ی وجودت را می مکند

و وقتی دیگر هر آنچه توانستند گرفتند و رنجور خسته ماندی, تنها به حال خود رهایت می کنند

و وقتی دنیای خاکی را وداع گفتی تازه به یاد می آورند که تقدیست کنند

تو چنین مباش!

 

خداوند در قرآن فرمود که بالاترین عبادت نزد خدا نیکی کردن به بنده اوست.

نکته ای که همانا جمع کثیری از مسلمانان و مسلمان نمایان آن را فراموش کرده اند.

ای کاش بجای آن همه کتاب دینی به ما درس انسانیت می دادند...

ای کاش آن که  دم از دین می زد دیندار بود.

ای کاش یادمان می دادند که خودمان باشیم.

 

 ای کاش اندکی درک می کردند که

من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را باد،گفته باشد سر گلدسته سرو

من نمازم را پی تکبيرالاحرام علف می خوانم...

 

پشت دریاها شهریست, قایقی باید ساخت...

 

و الا بذکرالله تطمئن القلوب...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/22ساعت 1:57  توسط شروینگز | 
 

هنگامی که در دهه ی شصت! مردم به زایش تشویق شدند آیا کسی فکر نکرد که این کودکان

روزی به تحصیل , دانشگاه,کا ر, تفریح , مسکن , ازدواج و ... نیازمندند؟

 

با این لینک چند لحظه برگردیم به عالم کودکی و آدامس خرسی!

 

عالمی که همه با هم دوست بودیم!

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/21ساعت 12:25  توسط شروینگز | 

Ronan Keating خواننده اسبق BoyZone  در آلبوم جدید خود اقدام به

اجرای مجدد آهنگ "Iris" از گروه "Goo Goo Dolls" کرده است!

 

آهنگی که بسیاری از موزیک دوستان و علاقمندان به فیلم "City Of Angels"

و شخص بنده با آن روزگار بسیاری گذرانده ایم و خاطرات بسیار از آن داریم!

 

نکته ای که باعث شد من این مطلب را بنویسم آن بود که "Keating"

کلیپ خود را بر فراز برج العرب و در صحرا سوار بر اسبی سیاه

فیلم برداری کرده است!

این قضیه سفارشی بودن این کلیپ را بیش از پیش در ذهن من تداعی کرد!

که بردران عرب و مسلمان خلیج همیشه فارس مبلغی هنگفت به این برادر

بریتانیایی که قبلا هم با اجرای مجدد "Father And Son" به همراه یوسف اسلام, 

سابقه همکاری با جامعه مسلمین را داشته است, داده اند!  تا شاید با این تاکتیک

تبلیغاتی غیرمستقیم دوبی  را شهر فرشتگان یا همان "City Of Angels" نشان دهند!

جز این دلیل دیگری برای این اجرای به مراتب سطح پایین تر این آهنگ به ذهنم نرسید!

 

 آن وقت ما با جاذبه های فرهنگی, تاریخی و طبیعی خود اینجا نشسته ایم!

تا کی از نداشتن مدیریت کلان رنج خواهیم برد!؟ نمی دانم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/19ساعت 12:40  توسط شروینگز | 

اگر  Tom Delonge را در تلویزیون خود دیدید منتظر اسم

Blink182 نشوید.

او زین پس خواننده گروه Angels And Airwaves است.

از اعضای دیگر گروه می توان "ATOM WILLARD"

 درامر سابق Offspring را نام برد.

 

این گروه فعلا کار خود را با سبکی مشابه Blink182

 و با موزیک ویدیویی با نام" The Adventure"

آغاز کرده و انتظار می رود به زودی طرفداران پر و پا قرصی پیدا کند.

 

اسم اولین آلبوم این گروه " We Don't Need To Whisper "

 

دانلود The Adventure رو بهتون پیشنهاد می کنم. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/19ساعت 1:33  توسط شروینگز | 
 

هنگام رانندگی در خیابان قانونی رعایت نمی شود مگر از ترس جریمه! 

که آن نیز بستگی به سیاست پلیس دارد!

یعنی مردم به صورت مقطعی یک قانون را رعایت می کنند!

هیچگاه ندیده ام پلیس آنچنان که باید بر کلیه قوانین سختگیری داشته باشد

مدتی رانندگی بین خطوط مد می شود,بعضی وقتها کمربند و حالا پلاک زوج وفرد

راهنما و معاینه فنی!! وحق تقدم و این قبیل مسائل هم باشه طلبتون!

من از کنار پلیس نا محسوس!!! رد می شوم و کمتر از یک کیلومتر بعد راننده ای

 جلوی من لایی بازی می کند!

 

*****************************************************

پی نوشت فرهنگی:

۱.  بین دو خط برانید

۲. از سمت راست سبقت نگیرید

۳. هنگام انحراف به چپ و راست راهنما بزنید

۴. کمربند ایمنی خود را ببندید

۵.از بوق زدن بی جا بپرهیزید

۶.  قبل از خط کشی عابر پیاده ترمز کنید و به یاد آورید آن روزی را که پیاده بوده اید!

۷. هر سوراخی دیدید  در آن نچپید !

۸. جز مواقع پارک کردن خودرو از دنده عقب استفاده نکنید ( جون مادرت وسط بزرگراه

جای دنده عقبه!؟)

اگر کمی دقت کنید اگر این قوانین ساده را رعایت کنیم هنگام رانندگی اعصاب راحت تری

خواهیم داشت! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/16ساعت 1:28  توسط شروینگز | 
 

روزگار با تمام کندیش به سرعت هرچه تمام ترمی گذرد!

بعضی اوقات حس می کنم که در قسمتی از گذشته گیر کرده ام.

این را با حس نوستالژیک آهنگ های آن دوره بیشترحس می کنم.

آهنگ هایی مثل

 Oasis - Don't Go Away یا Cold - Gone Away

و ...

این که یاران و آن روزگاران را چه شد...

نمی دانم!

گویا آن روزها احساسات و روحمان پاک تر بود...

خدا بود...

معنا بود...

چله ی تابستان در خانه حال و هوایی پاییزی برایم تداعی شده,

پاییز را بسی دوست می دارم.

این سال ها گذشت و معلوم نیست چقدر دیگر باقی است.

از همه ی آنان که در این مدت با محبت هایشان به زندگیم معنا بخشیدند متشکرم.

 

بیاییم درآغاز دومین صده اولین تجربه دموکراسیمان!

 خود را برای برداشتن گام های بعدی آماده سازیم...

 

به امید روزی که دست همه مردم شهر شاخه معرفتی باشد...

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/14ساعت 16:0  توسط شروینگز | 
 

اینکه جوانان امروزمان که بزرگترین سرمایه ی ملی محسوب می شوند اکثراَ به بن بست

 فکری رسیده یا عده ای از آنان آنقدر دردغدغه های پوچ خود غرق شده اند

 که حتی تصور اینکه

اینان مادران و پدران آینده ی ما خواهند بود برایم مشکل می شود.

 

وقتی عدم رعایت مسائل ساده ای چون بهداشت فردی که در همه ی ادیان و گفته های

 انسانهای نیک تاریخ آمده جا می افتد و برادران و خواهران سخت به حمام می روند

 یا اگر بروند نمی دانند که چه چیزی می تواند بوی شدیداَ نا مطبوع تعریق

 آنان را از بین ببرد,

وقتی مدیر یک شرکت پشت میز دمپایی قهویی پلاستیکی به پا می کند

با صورتی نا مرتب و یقیه ای یه وری و چرکین پشت میز می نشیند ,

 وقتی مساجد و نمازخانه هایمان که می بایست پاک ترین اماکنمان باشد

با بوی پا و کمی گلاب عطراگین می شود,

 وقتی در خیابان دوستان مثلا با کلاسمان! شیشه ی بی.ام.دبلیو آخرین مدل خود را

پایین می دهند و آشغال های خود را اعم از دستمال,بطری, پلاستیک به بیرون سوت می کنند,

چه آینده ی درخشانی را می توانی متصور باشی؟!

 

اگر خیابان جای ریختن زباله است ای کاش دوستمان اول خودش را به بیرون پرت می کرد!

گویا آراسته بودن در این جامعه نشانه ی عدم ایمان است!

 

پی نوشت فرهنگی :

برای جلوگیری از بوی تعریق از اس!تیک (جدا نوشتم که با غذا اشتباه نگیرند) زیر بغل

استفاده نمایید.

پای خود را قبل از پوشیدن جوراب بشویید.

جوراب خود را حداکثر دو روز یکبار عوض کنید.

پس از استحمام لباس های خود را تعویض فرمایید.

قبل و بعد از غذا دستهای خود را بشویید.

روزی حداقل دو بار مسواک بزنید.

از عطر و ادکلن استفاده نمایید و از استعمال گلاب شدیدا بپرهیزید.

از ریختن زباله در اماکن عمومی و خیابان جدا خودداری کنید. 

(ادامه دارد...)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/11ساعت 19:31  توسط شروینگز | 
 

اینجا ایران

اگر در موتورهای جستجو گر نام " اکبر محمدی " را تایپ کنی

به درد میهن دوستان و آزادی خواهان پی خواهی برد.

نوشته هایی که هر یک هزاران پیام دارند

هزاران درد.

او ایستاد و آزاده رفت...

او هشت سال خود را هزینه آرمان هایش کرد و امروز با رفتنش جنبش مرده دانشجویی

اندکی به خود لرزید . 

این جا سرزمینی است که میهن دوست ترین فرزندان خود را پرپر می کند

یا فراری می دهد.

درگذشتش را به خانواده و یارانش تسلیت می گویم.

براستی نفر بعدی کسیت ؟ من ؟  تو ؟ او ؟...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/10ساعت 15:26  توسط شروینگز | 

STOP WAR

 

STOP KILLING CHILDREN



STOP KILLING INNOCENT PEOPLE 

 

 

Look at the blood we're spilling
Look at the world we're killing
The way we've always done before
Look in the doubt we've wallowed
Look at the leaders we've followed
Look at the lies we've swallowed
And I don't want to hear no more

My hands are tied
For all I've seen has changed my mind
But still the wars go on as the month goes by
With no love of God or human rights
'Cause all these dreams are swept aside
By bloody hands of the hypnotized
Who carry the cross of homicide


 

CLICK

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 23:57  توسط شروینگز | 
 

 این روزها هدف ها یا حداقل مسیر رسیدن به آن گم شده.

روزمرگی و تکرار کسالت آور.

این روزها عادت کردن به فرهنگ غلط بزرگترین درد جامعه ی بیمار ماست.

در این جامعه حتی کوچکترین اثرات تمدنی با فرهنگ اصیل را نمی یابیم.

بی نظمی در کلیه سطوح در جامعه موج می زند و روان من را

 پریشان تر می سازد.

کیست که پاسخگوی این اوضاع نا بسامان باشد.

آقایان مهرورز و سردمدران دیروزی و امروزی چه خدمت شایانی در این راستا انجام داده اند؟

به که گویم که من نه جنگ حزب الله و اسراییل می خواهم و نه انرژی هستوی!

کیه که به داد ما برسه!؟

پاسخ: دوست عزیز شما خائن شناخته شدید و بنگ.

(ادامه دارد...)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 10:46  توسط شروینگز | 

 

اومدم اینجا که به یک دوست تبریک بگم

کسی که بنا به نام خانوادگیش او را پرچم دار اصلاحات می خوانم

کسی که خواندن "یار دبستانی" را به من یاد داد

یکی از همان یاران که دوره ای به معنی واقعی کلمه با هم و برای ایران یک دل و یک رنگ شدیم

با هم خندیدم , فریاد زدیم , خشمگین شدیم , غمگین شدیم و شاید گریستیم.

 

!a Kind of Super Girl! and Super Girls Just Fly

چه بحث ها و کل کل های که با هم نکردیم! و بسیاری خاطرات فراموش نشدنی ... 

 

اوست هانا کاویانی , دوستی که همانا گر درفش کاویان هزاره ی سوم را در دست او دیدید, یکه نخورید!

 

وحال با حضورش در برنامه زنده تلویزیون بی.بی.سی در مورد بحران خاورمیانه  برای من و

 اطرافیانش و بسیاری از ایرانیان که برنامه را دیدند هیجان ایجاد می کند...

!!Hannah Bannah I'm Damn Proud Of you

( هانا پس از گرفتن امضا و یاد داشتی از سید محمد خاتمی)

 

برای دیدن آن لاین بر روی لینک زیر کلیک کنید

برنامه - "Have Your Say" - دقیقه ی 32  رو ببینید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 23:20  توسط شروینگز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاک فغت نشانگر بغشی از ابعاد مخطلف روانپریشی اینجانب درضمینه حای مخطلف اشتمایی,
30یاC ,فرحنگی , شخسیطی , ورظشی و ... می باشد

پیوندهای روزانه
وبلاگ دانشگاه زنجان
اگر علی بود...
گزارش شیرین عبادی به لوئیزآربو درباره نقض حقوق زنان درایران
بگذارید پدرم ایران را ترک کند!
پارادوکس - خاطرات 18 تیر
ادامه صدور احکام علیه فعالان حقوق زنان...
هم ما و هم میهن در بند
کميته دفاع از حقوق وبلاگ نويسان (کبرا)
سلطان علی دایی در کنسرت
وبلاگ داماد اصلاحات مسدود شد!
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

حمایت


پیوندها
وحید نیک گو
آبنوس
سلمان خوشرو (فتو بلاگ)
یک سارا
نیما اکبرپور
علی دایی
بهداد دی - بی- دی
شاهین
کسوف
شایا
آرمان
مرتضی ناعمه
تاریکخانه
لیلا
سایه
سید علیرضا جزایری (فتوبلاگ)
فرهاد
نیما علی بیگلو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان