![]() |
![]() |
|
|
پیش گویی سایت نزدیک به دولت قبل از شمارش آراء اخبار نگران كننده از جابجايي آراء به نفع فهرست احمدی نژاد
شهرفردا: در شرايطي كه گروههاي اصلاح طلب به صورت گسترده نگراني خود را از احتمال جابجايي آرا اعلام كره اند. سايت رجا نيوز، حامي ليست احمدي نژاد از سقوط قطعي دو نامزد اصلاح طلب يعني محمد علي نجفي و احمد مسجد جامعي خبر داد. اين سايت در عين حال نوشته است مسعود زريبافان و مهرداد بذرپاش به ليست 15 نفره اضافه خواهند شد. رجا نيوز اين خبر را در حالي منتشر كرده است كه اولا اكنون زريبافان و بذرپاش با فاصله اي قابل ملاحظه با نفر پانزدهم در رتبه 27 و 28 قرار دارند و مسجد جامعي و نجفي در رده نهم و يازدهم قرار دارند.
بنابراین انتشار این خبر درست در شرایطی که را یحه خوش خدمت و در راس آن پروین احمدی نژاد در یک اقدام خنده دار به وزارت کشور نامه نوشته و خواستار بازشماری آراء شده، شائبه تقلب انتخاباتی را افزایش داده است. شهر فردا پیش از این خبر داده بود که احمدی نژادی ها با اطمینان از شکستقطعی شان در صدد تقلب در انتخابات برآمده اند.
ظاهرا پیش بینی ها و نگرانی های گسترده از تقلب در انتخابات در حال تبدیل شدن به واقعیت است. این در حالی است که طرفداران احمدی نژاد می گویند چون آرای جنوب تهران قرائت نشده لذا اصلاح طلبان در صدر قرار گرفته اند و با قرائت آرای جنوب تهران ترکیب به هم خواهد خورد.
اما این خبر سایت رجا نیوز از آنجا دروغ آشکار است که هادی ساعی و علیرضا دبیر تا پیش از شمارش آرای شهر ری در مکانهای پایین قرار داشتند، تنها پس از احتساب رای جنوب تهرانی ها بود که توانستند رتبه خود را تا مکانهای بالای جدول ارتقا دهند. بنابراین در آمار اعلام شده از سوی ستاد انتخابات آرای صندوقهای جنوب شهر هم لحاظ شده است و البته اخبار موثق که در اختیار شهر فردا قرار گرفته حکایت ازآن دارد که بسیاری از صندوق های رای شمال شهر ی ها خوانده شده است . بنابراین هر گونه جابجایی مهم در ترکیب آراء به نفع طرفداران احمدی نژاد تمام شود، نشانه ای آشکار از تقلب به حساب می آید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/09/28ساعت 22:20 توسط شروینگز |
|
|
یاران خاتمی
در تهران:
محمد علی نجفی4685
معصومه ابتکار1849
احمد مسجد جامعی5384
سید کامل تقوی نژاد1685
قاسم تقی زاده خامسی 1568
پیروز حناچی5745
الهه راستگو6587
هادی ساعی8569
زهرا صدراعظم نوری6158
سید شهاب الدین طباطبایی1374
عباس میرزا ابوطالبی4567
حسن کریمی 3719
علی نوذرپور3145
افشین حبیب زاده8145
اسماعیل دوستی 1459
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/22ساعت 23:59 توسط شروینگز |
|
|
باید بدانیم که سیاست تاثیر مستقیمی بر روی اقتصاد و اقتصاد تاثیری مستقیم بر روی وضعیت جامعه دارد.
ضرورتهای توسعه اقتصادی: ۱.نیروی فرهیخته و دانش آموخته ۲.دانش تازه ۳.سرمایه (مادی و انسانی) ۴.مدیریت ۵.ثبات اقتصادی (اشتغال, پایین بودن نرخ تورم, پایین بودن ریسک سرمایه گذاری...)
با نگاهی به اطرافتان به راحتی در می یابید که موارد بالا چه وضعی دارند. در یک سال گذشته سرعت مهاجرت نیروی فرهیخته و دانش آموخته و سرمایه های انسانی این مرز و بوم افزایش چشم گیری یافته است و کشورهای خارجی و سرمایه داران داخلی به دلیل بالا بودن ریسک سرمایه گذاری در ایران , از سرمایه گذاری درایران خودداری کرده اند و ...
بین کسی که 100% با او اختلاف فکری دارید و آنکه 50% با او اختلاف فکری دارید کدام را انتخاب می کنید؟
آیا ترجیح می دهید بیشتر از این داشته هایتان را از دست بدهید یا همین حداقل ها را حفظ کنید؟
صدای رای ندادن ما به کدام گوش خواهد رسید؟ جز آن است که باز هم صدا وسیما از حضور میلیونی مردم در صحنه سخن خواهد گفت؟ بدانیم که همان 30 درصد مردم که پس از نماز صبح و صرف صبحانه به دلیل عمل به وظیفه شرعی و دینی خود به پای صندوق های رای می روند, برای نشان دادن حضور میلیونی مردم بس است. و رای ندادن ما = آسودگی خاطر آنها
در انتخاباتی که تایید صلاحیت ها, برگزاری انتخابات و شمارش آرا در دست یک گروه است تنها راه پیروزی حضور و رای مردم است. انتخابات شورای شهر مقدمه انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری است. به یاد آوریم که رییس جمهور مهرورز از شهرداری به این مقام رسید.
دوستانی که که هیچ امیدی به هیچ اصلاحی ندارید, حق دارید خسته و نا امید باشید, من هم خسته ام! ولی رای ندادن ما به گوش که خواهد رسید؟؟
******************************************** |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/22ساعت 13:13 توسط شروینگز |
|
رای دادن! یا رای ندادن! مسئله این است! مهم آن است که عمل ما آگاهانه باشد ؛ که چرا رای می دهیم؟ و اگر رای نمی دهیم, چرا رای نمی دهیم؟ این موضوع, خصوصاً پس از خواندن مقاله مسعود بهنود, ذهن مرا بیشتر به خود مشغول کرده است.
به یاد می آورم که شورای شهر فعلی , با حداقل آرای ممکن به روی کار آمد , شهرداری را انتخاب کرد که این شهردار هم اینک در مقام ریاست جمهوری است.
پس شورای شهر, آن هم شهری مثل تهران, می تواند تاثیر بسیاری بر سرنوشت سیاسی کشور داشته باشد.
آیا از وضع موجود خود راضی هستید؟ اگر آری, که دمتان گرم. اگر نه, چه تدبیری (به غیر از مهاجرت) برای بهبود این وضع اندیشیده اید؟
بین یک میلیمتر به جلو رفتن, درجا زدن و به عقب رفتن به ترتیب کدام را انتخاب می کنید؟
از طرفی عده ای از عزیزانم که از بهترین فرزندان این مرز و بوم هستند و تا پیش از این انتخابات همواره در صحنه حضوری فعال داشته اند, این بار قصد تحریم دارند. و از طرفی دیگرعده ای کماکان قاطعانه بر رای دادن تاکید می کنند.
اعتقاد دارم اصلاح طلبان , خود نیز نیاز به اصلاح شدن دارند ولی به نظر تنها گزینه برای رای دهندگان لیست ائتلاف اصلاح طلبان است!
فکر می کنم بهتر است کمی بیشتر در وضع موجود و آینده تامل کنیم.
پی نوشت ۱: خطاب به آنان که دهن نمی گشایند, جز به بد و بیراه! من در این پست نه می گویم رای بدهید! و نه می گویم رای ندهید! من پرسیده ام چرا آری؟ چرا نه؟
پی نوشت ۲: این را هم اضافه کنم که به هیچ عنوان قبول ندارم که کسی از پیش تعیین شده است! تقلب در گسترده ترین حالت هم باز محدود است. هر چه رای خاموش بیشتر, اثر بخشی تقلب نیز بیشتر خواهد بود. *********************************************************** شركت نكردن در هر انتخاباتي حق رايدهندگان است و در مواقعي هم ميتواند يك حركت سياسي به حساب آيد و آن وقتي است كه توسط احزاب و دستجات سياسي برنامهريزي و هدايت شود تا بتواند نتيجهاي بدهد كه آن نتيجه مقصود راي ندادههاست. در خلا، در نبود چنين برنامهاي، بر اساس احساسات و خواست پراكنده ، چنان قهري نه تنها عمل سياسي نيست بلكه ميتواند بيعملي مضر هم باشد. بيعملي اگر از راضيان پذيرفتني باشد از ناراضيان به هيچ روي پذيرفتني نيست.صندوق راي، مهربانترين و وفادارترين ساخته بشر مدرن براي حل و فصل مسائل مربوط به جامعه و مديريت آن و به قول قديميها تدبير مدن [شهرها] است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/09/20ساعت 21:53 توسط شروینگز |
|
بارها پیش آمده است که از همه چیز و همه کس دلگیر و اندوهگین شده ایم و آرزوی هجرت به جای دگر, جایی چون مدینه فاضله ذهنمان کرده ایم. آنجا که با خود می گویی
دور باید شد ازاین خاک غریب, که درآن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق, قهرمانان را بیدار کند...
امروز جمعه, پس از هفته ای پر مشغله از سرکار به خانه بازمی گشتم... خیابان قائم مقام. پشت چراغ , به یکی از همان دوستان ِ کودک ِ ساده ِ دل ِ خیابانی ام برخوردم. نامش محمد و دوست همان فرهاد است... ده سال دارد و گل می فروشد گه گاه... برایش دست تکان دادم ؛ سویم دوید و پس از احوالپرسیی چند... پرسید : داری می ری؟ گفتم : آره
و یک شاخه گل سرخ َم داد و گفت: این مال تو,خدافظ !
به ناگه به خود لرزیدم وادامه گفته ی سهراب برایم نقش بست که
دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتی است...
همچنان خواهم راند...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/09/17ساعت 14:35 توسط شروینگز |
|
|
جیمز هتفیلد و متالیکا سایه تان بر موسیقی مستدام سنة یک هزار و نهصد و نود هفت پس از میلاد از پس ترانه ای پر معنا , نوایی طنین انداز شد که روحم را به تصویر کشید کافی است تا ترانه به دقیقه ی پنج و ثانیه ی بیست رسد و پس از یک دقیقه... پرواز... تا به انتها... هارمونی ریتم گیتار پاپا هت , کوبش لارس بر کوس , و سولوی کرک و صد البته لُپ جیسن را هم خواهم کشید... خداوند مایکل کیمن (ره) را هم در بهشت قرین رحمت سازد که با سمفونیش جانی دگر بدین ترانه بخشید...
And now I wait my whole lifetime for you
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/15ساعت 22:37 توسط شروینگز |
|
امشب یکی از اتفاقات نادر صداوسیما جمهوری اسلامی ایران رقم خورد
سیروس گرجستانی مهمان برنامه ی زنده "عبور شیشه ای" در شبکه پنج بود و مجری برنامه ازاو خواست که خاطره ای تعریف کند...
سیروس خان شروع کرد به تعریف خاطره ای از چگونگی زنده کردن یک نقش مرده در تئاتری به کارگردانی ایرج راد.
- ایرج این نقش رو به من پیشنهاد کرد و منم گفتم نمایشنامه رو بده بخونم. دیدم که این نقش , نقش ِ یه دارو فروشیه که هر وقت فروشش خراب می شه تیک می گیره! و هر وقت فروشش خوبه, حالش خوب می شه! همینطوری, چند روزی داشتم رو نقشم فکر می کردم که چه تیکی اجرا کنم که تکراری نباشه و خوب از آب در بیاد... تا اینکه یه روز پسرم اومد گفت: بابا این نوار رو بگیر ببین! گفتم: چی هست این؟ گفت : بذار حال کن! مایکل جکسونه! منم نوار رو گذاشتم و دیدم , بٌه! عجب رقصی!
اینجا بود که مجری با عجله پرید وسط که: آقا وقت تمومه و مرسی که اومدین برنامه ما!! ایشالا یه شب دیگه هستیم در خدمتتون!
سیروس گرجستانی بهت زده ادامه می داد که ای بابا دارم خاطره می گم مردم منتظرن بقیش رو بشنون! مجری می گفت خداحافظ!!!!
وااااااااای عاااااالی بود!
سیروس دوستت داریم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/08ساعت 22:25 توسط شروینگز |
|
تهران - جاده فشم لواسان - پنجم آذر ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/09/05ساعت 22:36 توسط شروینگز |
|
Good Footbal Fedrasiun For Islamic Republic Of Iran Only - آرش نعیمیان |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/09/02ساعت 23:48 توسط شروینگز |
|
|
!What a Smile |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/01ساعت 11:9 توسط شروینگز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاک فغت نشانگر بغشی از ابعاد مخطلف روانپریشی اینجانب درضمینه حای مخطلف اشتمایی,
30یاC ,فرحنگی , شخسیطی , ورظشی و ... می باشد |
| پیوندها |
|
وحید نیک گو آبنوس سلمان خوشرو (فتو بلاگ) یک سارا نیما اکبرپور علی دایی بهداد دی - بی- دی شاهین کسوف شایا آرمان مرتضی ناعمه تاریکخانه لیلا سایه سید علیرضا جزایری (فتوبلاگ) فرهاد نیما علی بیگلو |
|
RSS
|