![]() |
![]() |
|
|
سایپا با حضور علی دایی بار دیگر در صدر ایستاد. تا من و آرش و روزبه عزیزکه به استادیوم آزادی سفر کرده بودیم با دلی شاد برگردیم.
پرچم بزرگ نارنجی مان روی اعصاب استقلالیون بود مخصوصا در خفقان پس از دو گل سایپا!
دایی بار دیگر قدرت خود و تیمش را به همه ثابت کرد.
زنده باد علی دایی!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/30ساعت 21:0 توسط شروینگز |
|
![]() جشنواره فیلم کن امسال با حضور 22 فیلم و با فیلم
My Blueberry Nights
به کارگردانی " وونگ کار وای" افتتاح شد.
در این فیلم که اولین فیلم انگلیسی زبان " وونگ" می باشد " نورا جونز" خواننده خوش صدا,متین و
محبوب حال حاضر دنیای موسیقی ایفای نقش می کند.
از دیگر بازیگران این فیلم می توان از " جود لا" یاد کرد .
پی نوشت:
نورا جونز متولد دهم فروردین ۱۳۵۷ است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/02/29ساعت 16:15 توسط شروینگز |
|
![]() آب چاه - قشم - قلعه پرتغالی ها - فروردین 86
داخل همان چاه ها این آب بود.
عده ای دافی آب را بر سر خود می ریختند و دوش صحرایی می گرفتند.
هزار الله اکبر , هفت قرآن به میان, ما که چشمانمان درویش بود.
خوردن آب توصیه نمی شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/02/29ساعت 14:21 توسط شروینگز |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/02/26ساعت 2:5 توسط شروینگز |
|
![]() TRAVIS
پس از چندین سال با آلبوم
THE BOY WITH NO NAME
آمد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/02/24ساعت 2:35 توسط شروینگز |
|
شاید بتوان گفت این برنامه اولین Talk Show یا "گفتمان نمایش" است که از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود.
بیژن بیرنگ که آثار ماندگاری چون خانه سبز,همسران,این خانه دور است , سیب خنده و... دارد این بار از پشت صحنه به جلو دوربین آمده و خود برنامه را اجرا می کند. بهروز بقایی هم کارگردان است.
ساختار برنامه به روز بوده و از نمونه های خارجی تا حد ممکن به خوبی الگو برداری شده است.
تا کنون سه قسمت از این برنامه با حضور اولین راننده زن کامیون, علی واکسیما, طراح اشکال با کاغد و قیچی و برنامه ای راجع به مشکلات معلولین در جامعه پخش شده.
دیدن برنامه را پیشنهاد می کنم. پنج شنبه شب ها ساعت 23:15 تکرار یکشنبه ها 13:15 شبکه چهارم سیما
پی نوشت: برای اینکه جوانه ناراحت نشود و به ما برچسب غرب زدگی نزند از واژه "گفتمان نمایش" استفاده کردم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/23ساعت 1:47 توسط شروینگز |
|
|
در تختش غلت می زد
و به دیوار مشت می کوبید... سر را زیر بالش می برد و ملافه را گاز می زد... پاهایش را به تشک می کوبید... صورتش را به دیوار می چسباند و خنکی دیوار لحظه ای آرامش می کرد, ناگهان بدنش به لرزه می افتاد... می خواست فریاد بزند... در ذهنش ماشه ی تفنگ را می چکاند! سر خود را در گیوتینی تصور می کند که ناگهان تیغه سرش را از بدن جدا می کند. سرش بر روی زمین می غلتد... دیوید بکهام آن را سانتر می کند رونالیدنیو آن را استپ سینه کرده می فرستد برای کارلوس و کارلوس در آسمان, طی شوتی رعد آسا سر را به کنج دروازه ی وندرسار می دوزد! احمدی نژاد لبخند می زند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/02/20ساعت 20:12 توسط شروینگز |
|
|
تهران - پل گیشا - جنب دانشکده فنی دانشگاه تهران - فروردین 86
دوستان به دلیل رعایت قانون تردد زوج و فرد, خوان آلفردو دویست و وینگز
را در محل فوق پارک نمودم.
پس از بازگشت با یکی از مناظر فرهنگ ِ ترافیکی ِ ایران زمین مواجه گشته
و دیدیم که توسط یک دستگاه پراید, رسما دچار گیر افتادگی شده ایم!!
پرایدی که ما را آچمز کرده بود, پلاک ایران 32 داشت.
خیلی علاقمند به دانستن شهرستان یا دهستان ماشین مربوطه می باشم.
در آوردن صدای دزد گیر ماشین مربوطه نیز هیچ فایده ای نداشت!
پی نوشت فرهنگی:
لطفا هنگام پارک خودرو توجه کافی را مبذول داشته و از آچمز کردن ماشین مردم
خودداری نمایید.
اگر کسی غیر از من باشد ممکن است چهار چرختان پنچر شود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/02/19ساعت 1:12 توسط شروینگز |
|
![]() تهران - کافه رو - اردیبهشت 86
Tehran - Ro Cafe - May2007 تقدیم به همه دوستان و عزیزان بهمن جوجو کشم !
جی , هانزی , کاپتن آرمین و ...
که همواره مرا از استنشاق بوی دود بی بهره نگذاشته اند.
هیچگاه به یک سیگاری نگویید سیگار نکش!
چرا که خود بهتر از هر کسی می داند که
سیگار عامل سرطان است.
سیگاربه لثه ها و دندان ها آسیب می رساند.
سیگار پول را دود می کند.
سیگار بوی بد می دهد.
و...
تن و روحتان همواره سلامت باد
پدر وینگز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/02/17ساعت 23:50 توسط شروینگز |
|
|
ممکن است من و تو هر کدام قابلیت محدودی داشته باشیم
مثلا هر دو 40 باشیم.
این تفکر بوجود می آید که ترکیب و بازده نهایی ما 80 است, اما وقتی در عمل بدان بنگریم
می بینیم که نتیجه چیزی فراتر از پیش بینی ماست.
بدین پدیده سینرژی* یا هم افزایی گویند.
امروزه برای بهره برداری از فرصت ها حتی دو رقیب نیز با یکدیگر مشارکت می کنند.
به نقل از ویکی پدیا:
همافزایی یا سینرژی معمولاً اینگونه تعریف میشود: زمانی که دو یا چند عنصر،
جریان یا عامل با هم همیاری و (تعامل) داشته باشند معمولاً اثری بوجود میآید.
اگر این اثر از مجموع اثرهایی که هر کدام از آن عناصر جداگانه میتوانستند بوجود آورند بیشتر شود
در اینصورت پدیده همافزایی رخ داده است.
از قدیم گفتهاند : " همکاری نتیجه بهتری میدهد".
آن نتیجه بهتر همین همافزایی است. مقدار همافزاییرا میتوان با محاسبه برآیند
کار گروهی و از سوی دیگر محاسبه مجموع نتیجه کار تک تک افراد در حالت کار جدا و تکی و
سپس کسر کردن نتیجه محاسبه اول از دوم بدست آورد.
:Synergy* The Combined effect of two or more things,processes,ect that exceeds .the sum of their individual effects
پی نوشت: مدیریت استراتژیک, مبحث مشارکت یا Joint Venture |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/16ساعت 2:8 توسط شروینگز |
|
|
چهل ستون - قزوین - فروردین ۸۶
Chehel Sotoon - Qazvin - April 2007 |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/02/15ساعت 22:31 توسط شروینگز |
|
|
در گیر و دار هفته معلم به ذهنم رسید که یه بازی راه بندازم و اون اینکه هر کسی یه خاطره خنده دار و یا از بلایایی که سر معلم هاش آورده بنویسه و بعد چند نفر رو معرفی کنه و بازی رو رد کن بره!
۱.اول دبیرستان دبیر اجتماعیی داشتیم که بیچاره می گفت که در سی سال آزگار تدریسش همچین کلاسی ندیده! یه روز یه شیشه گلاب ناب محمدی با خودم بردم سر کلاس. بچه ها "سرپیچ" پلاستیکی شوفاژ رو می زدن زمین هوا می رفت! نمی دونی تا کجا می رفت (می خورد به سقف!) در این اوضاع من با یه سرنگ پر از گلاب رفتم پشت سر ِ دبیر ِ مربوطه و گلاب رو خالی کردم رو کتش, بیچاره زنگ آخر کتاب رو تموم نکرده, برای اینکه تو اتوبوس با بچه ها بر نگرده,کلاس رو زودتر تعطیل کرد رفت!
۲.یه روز دیگه سر همون کلاس, فارت بمب یا بمب گوز بردم, روش نوشته بود FIND THE OBJECT منم در حال فایند کردن بودم که یهو پاکت بمب شروع کرد به باد کردن, به یاد دوران دفاع مقدس گفتم الله اکبر, پرتش کردم اون طرف و ترکید, معلم از جا پرید! بوی ماهی گندیده و تخم مرغ همه ی کلاس رو گرفت! بیچاره از اون به بعد,حتی اگه بچه ها کیسه پلاستیکی هم می ترکوندن, دبیرمون می دوید طرف پنجره!
۳.اول راهنمایی بودم و دبیر حرفه و فن بد اخلاقی داشتیم یه بار گیر داد ,ماستی که درست کردی خوب نیست ! درس هم بلت نیستی خلاصه من بغض کرده و نیمچه سرما خورده دچار فِن فِن بینی شده بودم که یهو یه چیزی گفت که خندم گرفت دهنم رو اومدم ببندم, نفس ِ خنده ام از بینی زد بیرون و برای یک ثانیه دماغم اومد پایین و رفت بالا و کلاس ترکید!!!! معلم هم همینطور!!
۴.اول یا دوم دبیرستان بود, زنگ نهار برای دیدن دختری که دوسش داشتم از مدرسه می رفتم بیرون و نیم ساعت بعد برمی گشتم مدرسه, سر راه برگشت هم نون بربری می خریدم بعضا با ماست موسیر!! ناظممون چپ چپ نگام می کرد!
۵.یه بار هم به عنوان دروغ سیزده , با یک ایمیل , مدیر مدرسمون رو به رحمت ایزدی پیوست زدم در حدی که همه زنگ زدن مدرسه تسلیت بگن!
چون خودم بازی رو شروع کردم, همه رو دعوت می کنم! حالا ببینم شماها چی می نویسین!
پی نوشت: ممنون از کسانی که کامنت دادن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/02/13ساعت 20:18 توسط شروینگز |
|
دوستان مقیم طهران همانا واقفند که در ایام عید باستانی نوروز به منظور بهسازی و جدول کشی
عده ی کثیری از کارگران به همراه ماشین آلات سنگین ,به جان بزرگراه مدرس افتاده و ایجاد
ترافیک سنگین نمودند که مبادا دل طهرانیان اندکی برای گیر کردن در ترافیک تنگ شود!
در این راستا گر دقت کرده باشید, جوق های آبی نیز در کناره بزرگراه تعبیه گردیده که در
روز بارانی فوق, تقریبا خالی از آب بود!
از آنجا که مدرس گفت مشروطه باید مشروعه باشد احتمالا این برداشت به عمل آمده
که گر در اتوبان ایشان بجای آب جاری , آب کُر* در بزرگراه باشد , نجاست بزرگراه به صفر خواهد رسید!
همچنین می توان این طرح را در راستای تجهیز و افزایش تعداد اماکن ورزشی برشمرد زیراکه
عده ای مایو به تن منتظر شیرجه زدن از بالای پل به داخل بزرگراه بوده اند. پی نوشت:
آب کر:
مقدار آبی که اگر در ظرفی که درازا و پهنا و گودی آن هر یک سه وجب و نیم است بریزند و
وزن آن از صد و بیست هشت من تبریز, بیست مثقال کمتر است!! که
.سیصد و هشتاد و سه هزار و نهصد و شش کیلو گرم می شود.
.و اصولا این آب از بین برنده نجاست است و خود سخت نجس می شود . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/02/11ساعت 1:32 توسط شروینگز |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/02/10ساعت 1:37 توسط شروینگز |
|
آب های نیلگون خلیج همیشه فارس - فروردین 86 Persian Gulf - April 2007
پی نوشت:
در صحنه فوق قایق ما دچار بنزین تمام کردگی شده و ما در شرف تایتانیک شدن هستیم.
In This Pic,Our Boat ran out of Fuel and !some kind of Titanic Scene was going to be created |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/09ساعت 0:13 توسط شروینگز |
|
|
دیشب از دوستی شنیدم که در میادین شهر, ماموران وزیفه شناس نیروی انطزامی
که شهر را فارغ و خالی از دزد و تبهکار یافته اند
خفت ِ برادران عزیز را چسبیده و گویند " دستها بالا!"
گر هنگام بالا بودن دست ها شرت برادران عزیز از زیر پیراهنشان نمایان شود,
دچار دستگیری و ارشاد شدگی خواهند شد.
باشد تا همگی ارشاد گردند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/02/07ساعت 16:58 توسط شروینگز |
|
![]() دره ستارگان - جزیره قشم - فروردین 86
Valley Of Stars - Qeshm Island - April 2007
پی نوشت:
در راستای استقبال دوستان از عکس های جاذبه های گردشگری ایران زمین
این عکس را به عنوان حسن ختام و ُسنبل عکس های "دره ستارگان" به شما عرضه می دارم.
گویند دره ستارگان در اثر برخورد شهاب سنگ با زمین چنین سیمایی پیدا کرده است.
الله اعلم!
باشد که رستگار شوید.
- پدر وینگز
CopyRight2007 - Shervingz.Blogfa.com - All Rights Reserved |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/02/05ساعت 3:51 توسط شروینگز |
|
دره ستارگان - جزیره قشم - فروردین 86
Valley Of Stars* - Qeshm Island - April 2007 پی نوشت:
به فرموده دوست گرانقدر برادر آرش نعیمیان واژه
Stars Valley
اسم خاص می باشد و برای ترجمه دره ستارگان بهتر است بگوییم
Valley Of Stars
در ضمن این عکس ها ادامه دارد...! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/02/04ساعت 3:29 توسط شروینگز |
|
دره ستارگان - جزیره قشم - فروردین ۸۶ Stars Valley - Qeshm Island - April 2007 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/02ساعت 2:0 توسط شروینگز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاک فغت نشانگر بغشی از ابعاد مخطلف روانپریشی اینجانب درضمینه حای مخطلف اشتمایی,
30یاC ,فرحنگی , شخسیطی , ورظشی و ... می باشد |
| پیوندها |
|
وحید نیک گو آبنوس سلمان خوشرو (فتو بلاگ) یک سارا نیما اکبرپور علی دایی بهداد دی - بی- دی شاهین کسوف شایا آرمان مرتضی ناعمه تاریکخانه لیلا سایه سید علیرضا جزایری (فتوبلاگ) فرهاد نیما علی بیگلو |
|
RSS
|