![]() |
![]() |
|
تهران - اسفند ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/12/28ساعت 13:1 توسط شروینگز |
|
تهران - اسفند ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 22:35 توسط شروینگز |
|
|
جمعه به ياران خاتمي رأي ميدهيم
بر روی لینک نمونه لیست پر شده کلیک کنید
یحتمل به
محمد اشرفی اصفهانی
کیان ارثی
افضل موسوی
رای نخواهم داد!
جایشان خط تیره خواهم کشید! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/23ساعت 19:41 توسط شروینگز |
|
|
واقعیت آن است که خود من هم بی بخارتر از همیشه پای صندوق رای خواهم رفت. اما خواهم رفت! فرصت شناخت کاندیداها بسی کم است... در پی رد صلاحیت گسترده داوطلبان معروف اصلاحات , تنها گزینه ی من همین اصلاح طلبان درجه سه هستند!
عزیزان با تمامی مشکلاتی که ما با آن ها مواجه هستیم من ترجیح می دهم در چهار سال آینده کسی روی صندلی نمایندگی مجلس بنشیند که کمتر تصمیمات اشتباه بگیرد. کماکان معتقدم درجا زدن بهتر از عقب گرد است. حتی عقب گرد ِ کند بهتر از عقب گرد سریع است ! پس بازهم با همه محدودیت ها و انتقادهایی که به این سبک انتخابات دارم , ترجیح می دهم
رای دهم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/22ساعت 14:39 توسط شروینگز |
|
|
و این کودکان در روز جهانی زن برای جلب نظر داف خود چه ها که نمی کنند! دلارام دوستت داریم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/18ساعت 1:21 توسط شروینگز |
|
سلطان علی دایی این بار در کسوت سرمربی به تیم ملی بازگشت. باید دید انگیزه ی بالای او می تواند خداحافظی تلخش را از تیم ملی جبران کند یا نه...
من به عنوان یکی از طرفداران قدیمی و دو آتیشه او معتقدم این سمت اندکی برایش زود بود , ولی
به موفقیتش چون همیشه امیدوارم...
زنده باد علی دایی! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/12ساعت 17:24 توسط شروینگز |
|
تهران - بهمن ۸۶ Tehran - Feb 2008
.Her Name is E-bay .She is From China |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/12/10ساعت 13:7 توسط شروینگز |
|
|
با مامان سوار دون خوان بودیم و داشتم تو همت می رفتم که مامان گفت که اخبار اعلام کرده
.که قراره گردباد بیاد
...بعد از چند لحظه , گرد باد سیاهی رو در دور دست دیدم که داره به سمت ما می آد
فکر نمی کردم که به این زودی به ما برسه , اما خیلی زود به ما رسید - اتوبان همت روی پل مدرس
.ما رو به هوا برد
با سرعت عجیبی می چرخیدیدم و سرعت باد ما رو از ماشین خارج کرده بود , من همه حواسم به مامان بود
...باد داشت می بردش که من به سختی دستش رو گرفتم
.دستش داشت از دستم جدا می شد که دوباره گرفتمش
...همینطور می چرخیدیم
بعد از مدتی حس کردم گردباد داره تموم می شه و ما داریم می آیم پایین , داشتیم به سرعت می اومدیم پایین که
.شاخ و برگ درختا سرعتمون رو گرفتن و ما نسبتا آرام به زمین افتادیم
!از خواب نپریدم
:صبح برای تعبیرش در نت جستجو کردم و این اومد
**********************************
گردباد آفت و بلاست و همانطور که نه از علت بروز گردباد آگاهی داریم و نه از زمان پیدایش آن از
لحظه وقوع حادثه و آفت نیز بی خبریم. چنانچه در خواب ببینید گردبادی برخاسته حادثه ای ناخوشایند
.اتفاق می افتد ولی ارتباط حادثه با بیننده خواب متناسب با دوری و نزدیکی با گردباد است
اگر بیننده خواب ببیند که در مرکز گردباد قرار گرفته بی تردید خطر مرگ او را تهدید می کند و بهتر است
او طی روزهای آینده مراقب خویش باشد . اگر بیننده در خواب ببیند که گردباد او را از زمین بلند کرده
و به آسمان برده بی آنکه بتواند به زمین بازگردد خواب خوبی نیست و پایان زندگی بیننده خواب نزدیک
است ولی اگر گردباد او را از زمین بلند کرده و ببرد و همچنان در نزدیکی زمین نگه دارد خطر مرگ
در میان نیست. رفتن بدون بازگشت همیشه در خواب ها مرگ تعبیر می شود حتی پرواز بدون برگشت
درخواب مساوی با مرگ بیننده است. روی هم رفته دیدن گردباد در خواب خوب نیست بخصوص اگر
.سیاه باشد
منوچهر مطیعی تهرانی
http://www.aftab.ir/encyclopedia/fun/dream/windstorm.php ****************************************
گر دست تقدیر نبودنم را رقم زد , از همینجا از همه ی دوستان خداحافظی و از همه آنان که احیانا
. از من غمی به دل دارند طلب بخشش می کنم
مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهدا کنم,باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم, نجات بخش زندگی
.دیگری باشد
.دوستتان دارم
پدر وینگز-
****************************************
و نترسيم از مرگ
مرگ پایان کبوتر نیست مرگ وارونه يك زنجره نيست مرگ در ذهن اقاقي جاري است مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است مرگ گاهي ريحان مي چيند مرگ گاهي ودكا مي نوشد گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد و همه مي دانيم ...ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است سهراب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/06ساعت 16:29 توسط شروینگز |
|
|
تنها ماندن, به از رفیق نیمه راه داشتن است. -پدر وینگز |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 10:22 توسط شروینگز |
|
تهران - بهمن ۸۶
سوپر من... دبلیو.سی من... سرت به ان... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/02ساعت 22:25 توسط شروینگز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاک فغت نشانگر بغشی از ابعاد مخطلف روانپریشی اینجانب درضمینه حای مخطلف اشتمایی,
30یاC ,فرحنگی , شخسیطی , ورظشی و ... می باشد |
| پیوندها |
|
وحید نیک گو آبنوس سلمان خوشرو (فتو بلاگ) یک سارا نیما اکبرپور علی دایی بهداد دی - بی- دی شاهین کسوف شایا آرمان مرتضی ناعمه تاریکخانه لیلا سایه سید علیرضا جزایری (فتوبلاگ) فرهاد نیما علی بیگلو |
|
RSS
|