![]() |
![]() |
|
|
انتشار فیلم رسوایی اخلاقی معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان بازتاب گسترده ای
در محافل خبری داشته و حتی تلویزیون ایتالیا به پخش صحنه هایی از این فیلم پرداخته است.
پس از تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه تربیت معلم ، حرکت دانشجویان دانشگاه
زنجان در حمایت از دانشجوی دختر این دانشگاه که در خطر تعرض قرار گرفته بود
دومین اقدام منسجم دانشجویی در هفته های اخیر است ، که نوید بیداری جنبش دانشجویی
را در راستای بیداری جامعه می دهد.
در پی خبر رسوایی اخلاقی فرمانده نیروی انتظامی و حال رسوایی اخلاقی یک مسئول دانشگاهی
( کارخانه آدم سازی) ،
وقوع این حوادث در جامعه ای که پیشوند اسلامی را یدک می کشد و در زمان دولتی
که شعار آن بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و اسلام است ، بسی قابل تامل است.
آن هم در زمانی که نیروی انتظامی با ماشین های گشت ارشاد خود که
به همراه اسکورت دو دستگاه بنز الگانس در خیابان های اصلی تهران ، چون
خیابان ولیعصر آژیر کشان حرکت می کنند که گویی قاتلین بالفطره را جا به جا می کنند!
و پسر مظلومی با چهره ای بس ساده ، از شیشه ماشین گشت ارشاد با ناراحتی
سر خود را تکان می دهد.
جالب آنکه هر ماشینی که به گمان آژیر آمبولانس کنار می کشید ، پس از دیدن ماشین گشت
ارشاد ، با بازگشت به مسیر اولیه خود راه را مسدود می کرد!
آقایان! خود را ارشاد کنید!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/28ساعت 15:41 توسط شروینگز |
|
همسر امپراتور که گویا بسی از ترک این دیار خرسند است...
جای مهر ریاکاری بر پیشانی ! نمی بایست می گذاشتی امپراتور برود!
افسوس که رفت... *************************************** عکس ها از شروین بشری - روزبه سلامی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/03/12ساعت 5:17 توسط شروینگز |
|
|
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/03/10ساعت 16:51 توسط شروینگز |
|
||||||||||||||
|
براستی که پرفکشنیسم با رویکرد " کمال طلبی " بیماری ای است بس خطرناک و مهلک
رفتاری که بعضا با رویکردی بس خودخواهانه , همه چیز را آنگونه که استانداردهای ذهنی بر پایه های
نامعلوم بنا کرده اند می سنجد , وگر ذره ای از آن استانداردها عدول شده باشد , زمین و زمان در ذهن و
جان به هم می ریزد و رفتارهایی عمدتا بی رحمانه از شخص بروز می کند.
در زمان رسالت پیامبری ام , روزی فرشته ای به من گفت:
همانا خوشی های بزرگ را فدای خوشی ها کوچک مکن.
این یک بلای خانمان سوز است! تناقضی عظیم در ذهن پرفکشنیست!
ذهنی که بهترین ها را می خواهد , لکن از رسیدن به بهترها هم باز می ماند.
من نیز دچار سرطان پرفکشنیسم هستم.
بعضا , هست ها را فدای باید ها و نباید های بیهوده می کنم.
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
*******************************************
(با سپاس ویژه از سین.کاف ( فرشته کوچک خوشبختی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/03/10ساعت 2:29 توسط شروینگز |
|
|
رستم رود - اردیبهشت ۸۷ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/07ساعت 21:26 توسط شروینگز |
|
|
رستم رود - اردیبهشت ۸۷ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/03/06ساعت 2:59 توسط شروینگز |
|
|
سپهر نوروزی کودکی خود را با پینک فلوید آغاز کرده
و از الویس پریسلی بگیرید تا وسپ - کیس - آیرون میدن گوش داده است
و از متالیکا هم غافل نشده!
مصاحبه زیر گفتگوی او با بخش فارسی سایت بی .بی .سی می باشد:
*******************************************************
من سپهر نوروزی طلبه حوزه علميه قم و فارغ الاتحصيل از اتمام سطح حوزه علميه قم هستم. در حال حاضر در حال گذراندن درس خارج فقه و اصول هستم. قبلا خيلی دوست داشتم ادبيات بخوانم. کم کم که با ادبيات آشنا شدم با فلسفه هم آشنا شدم و بعد متوجه شدم که بهترين جايی که می توانم الهيات و معارف اسلامی رو بخونم، حوزه علميه قم است و من هم حوزه علميه قم را برای تحصيلات خودم انتخاب کردم.
پدر من تحصيلکرده آمريکاست. نمازش را می خواند، روزه اش را می گيرد، و به راحتی به مقيدات دينی اش پايبند است. ولی ما مثل خانواده های خشک مذهبی سنتی ايران با مسايل برخورد نمی کنيم. برخورد مردم با ما دو گونه است. يک دسته آنهايی هستند که احترام خاص خودشون را ميگذارند و يک دسته هم آنهايی که بنا به شرايطی که در ايران پيش آمده گاهی اوقات يک بی احترامی هايی به ما می کنند. جوان ها بيشتر چيزهايی می گويند مثل: "بنز ضد گلوله ات کجاست". فکر می کنند که همه روحانی ها يک بنز ضد گلوله زير پايشان باشد. فقط در همين حد – بی احترامی خاصی نمی کنند، به ساحت خانوادگی ما توهين نمی کنند. فقط بعضی وقت ها متلک هايی مياندازد که مثلا چرا از صحنه های اجتماعی و به قول خودشون "بخور بخورهای خاص دولتی" عقب افتاديد. من برای تفريح کافی شاپ ميرم، سينما هم ميرم. لباسی که تنم می کنم بستگی به اين دارد که از کجا ميروم. اگر از محل کار يا تحصيلم بروم و خسته باشم، حوصله نداشته باشم، با لباس روحانيت ميروم کافی شاپ. جالب است که مردم مرا نگاه می کنند و می گويند که "چه آخوند روشنفکريست، کافی شاپ آمده و قهوه اسپرسو هم می خورد!" اگر از خانه بروم کافی شاپ معمولا با لباس شخصی می روم. اما بطور کلی با لباس روحانيت می روم.
برخلاف آنچه که مردم فکر می کنند، جوان ها به جای اينکه از ديدن من اوقاتشان تلخ بشود، جذب من می شوند و من راحت می توانم با آنها ارتباط برقرار کنم و فرهنگ اسلامی ام را در آنجا گسترش بدهم. ميتوانم بگويم که من در کافی شاپ راحت تر صحبت می کنم تا بالای منبر. چون محيط در آنجا خيلی صميمی است و ما راحت ميتوانيم حرف بزنيم. من تازه در کافی شاپ متوجه می شوم که مشکلات فکری جوانان چيست. چون در اين محافل مذهبی قشرهای بخصوصی می آيند ولی کافی شاپ يک محيط عمومی است، همه جور آدمی به آنجا می آيد. من موسيقی پاپ خيلی دوست دارم. سابقا هم خودم موسيقی اصيل کار می کردم. ولی الان شديدا به موسيقی کلاسيک علاقه مند شدم. اسلام با زيبايی مخالفت نمی کند. اگر هم با موسيقی مخالفتی می شود با محتوای موسيقی است که مخالفت می شود. البته اين برداشت شخصی من استف شايد برداشت آقايان ديگر متفاوت باشد. برداشت من اين است که اسلام می گويد موسيقی به روح انسان لطمه وارد نکند. انسان را به پوچ گرايی نکشاند بلکه انسان را به متعالی سوق بدهد. حتی در فلسفه اسلامی مبحث موسيقی داريم. اگر مبحث موسيقی را از فلسفه اسلامی بگيريم در زمينه حرکت و تحول چيزی برای گفتن نخواهيم داشت.
برای دخترها بيشتر سئوال های عقيدتی پيش می آيد. نميدانم چرا. يعنی نخواسته ام در مورد آن فکر کنم. ولی پسرها بيشتر درباره طهارت می پرسند، به خصوص سربازهايی که در پادگان ها هستند. ولی چون من در دانشگاه در ميان جوان ها به اصطلاح وول می خورم خيلی از من سئوال های حقوقی می شود. منهم خيلی از مطالعاتم را صرف مطالب حقوقی می کنم در زمينه مسايلی مانند طلاق، قصاص و وکالت می کنم و حتی در بعضی زمينه ها به اين نتيجه رسيده ام که خيلی از قوانين حقوقی ما بايد تغيير کند. من در مورد جوان های ايرانی به اين نتيجه رسيده ام که قشر تحصيلکرده ما چه وابسته به جناح اصلاح طلب باشند چه جناح محافظه کار، هدفشان متعالی ساختن کشور است. يک دسته هم جوانانی اند که تو عالم خودشان هستند: دوست دختر و پارتی رفتن و ... و چند سالی طول می کشد که اينها به صف آن دسته ديگر بپبوندند. جوانانی هم هستند که نميدانم چرا، شايد دلايل بد خانوادگی و يا تهاجم فرهنگی، به سمت اعتياد رفته اند. ولی من فکر می کنم که در مجموع جوانان ايرانی به فکر متعالی کردن خودشان از راه های مختلف هستند. |
||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/03/01ساعت 16:22 توسط شروینگز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاک فغت نشانگر بغشی از ابعاد مخطلف روانپریشی اینجانب درضمینه حای مخطلف اشتمایی,
30یاC ,فرحنگی , شخسیطی , ورظشی و ... می باشد |
| پیوندها |
|
وحید نیک گو آبنوس سلمان خوشرو (فتو بلاگ) یک سارا نیما اکبرپور علی دایی بهداد دی - بی- دی شاهین کسوف شایا آرمان مرتضی ناعمه تاریکخانه لیلا سایه سید علیرضا جزایری (فتوبلاگ) فرهاد نیما علی بیگلو |
|
RSS
|